تبليغاتX
کلبه

کلبه

خدایا من درکلبه فقیرانه خودچیزی رادارم که تودرعرش کبریایی خود نداری من چون تویی دارم وتوچون خودندار

سال نو مبارک


نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت


 

يكي پرسيد اندوه تو از چيست؟


سبب ساز سكوت مبهمت ‘ كيست؟


برايش صادقانه مي نويسم


براي آنكه بايد باشد و نيست

 


نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه بیستم اسفند 1387 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت


خانه دوست کجاست؟

خانه دوست کجاست؟

 

درفلق بود که پرسید سوار

 

آسمان مکثی کرد

 

رهگذرشاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

 

وبه انگشت نشان داد سپیداری وگفت

 

نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتراست

 

ودرآن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی  است

 

می روی تا ته آن کوچه که ازپشت بلوغ سربدر می آرد

 

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

 

دو قدم مانده به گل

 

پای فواره جاوید اساطیرزمین می مانی

 

وتورا ترسی شفاف فرا می گیرد

 

در صمیمیت سیال فضا،خش خشی میشنوی

 

کودکی می بینی

 

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه نور

 

واز او می پرسی

 

خانه دوست کجاست؟

 


نوشته شده توسط ستاره در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت



نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 22:5 موضوع | لینک ثابت